استرس امتحان ۴شنبه ، وای عجب استرسی
استاد هم ۳۷ دقیقه تاخیر داشت برای ورود به جلسه امتحان
بعد از امتحان آرامشی داشتم که هیچ جوری نمی شد توصیفش کنی ، خیلی آرووووم.
بعد از امتحان با دوستان رفیتم برای فیلم ، فیلم طلا و مس عاااالی بود(اکران عمومی این فیلم از ۲۲ اردیبهشت شروع میشه) ، بعدشم که عکس گرفتن با نگار جواهریان بازیگر همین فیلم ، بعدشم خونه ، بیداری تا ساعت ۳ ، و لالا ….
یه پیامک خطرناک شبش گرفتم ، خیلی خطرناک ، نمی دونم کسی که پیامک رو فرستاده بود چجوری دلش اومده بود همچین کاری با من کنه
صبح ۵ شنبه با صدای دوستم از خواب بیدار شدم ، یه تماس کاری گرفتم ، رفتم سر بیزینس ، یکی دو قرون کاسبی کردیم ، بیزینس خوبی بود.
مدیر فروش شرکتی که باهاش کار داشتم ، چندتا HW داشت ، با برنامه CSharp بود ، منم براش ۱۵ دقیقه ای نوشتمش ، دختر خوبیه ، ولی خوب بیزینس و سر کله زدن با مردم از اون (به قول یکی از دوستام) یه آدم هاار ساخته بود. من که با نظر دوستم موافق نیستم ، خوب نی اینجوری در مورد کسی قضاوت کرد. خلاصه خیلی خوشحال شد که من شانسی طرفای شرکتشون رد شدم و تونستم HW اشو بنویسم. اومدم در مورد فیلم و سینما باهاش صحبت کنم ، گفت هیچ علاقه ای نداره ، منم بی خیال شدم.
ظهر به مقدار بسی زیاد پیاده روی کردم.
عصرش بازی شاهین بوشهر با مقاومت شهید سپاسی شیراز بود ، همه از بوشهر برای دیدن این بازی به شیراز اومده بودن ، منم خواستم برم ورزشگاه ولی خسته بودم گرفتم لالا کردم ، وقتی بیدار شدم دیدم شاهین برده.
هورااااااااا ، خیلی خوشحال شدم. قبلشم برای بردش تو این سایت شرط بندی کرده بودم.خلاصه خیلی حال داد.
چند تا خوشحالی با هم.
امروز و دیروز رو هم روزای خیلی خوبی بود ، فقط بدیش همون پیامک بود که ضد حال اساسی زد.
اگه بخوام امتیاز بدم ، ۶+ و ۱- امروز به خودم می دم.
آهااان ، راستی آخر شب ، یعنی از چند ساعت پیش ، دلم یه جورایی گرفته ، دله دیگه ، اگه نگیره که آدم نیس.
یعنی فردا جمعه چجوری پیش میره ؟