بعضی وقتا که حال ندارم زیاد بنویسم ، حالت توییتری می نویسم.
اتاق ،
من + دو دوست
باغ ارم -> بسی پیاده روی
خرید یه بادکنک خرگوشی صورتی و بازی با اون ، به یاد کوچیکیا
پیاده روی تا رستوران لبنانی (بلوار چمران)
خسته
غذا ، البته از فست فودش -> شاورما میکس ، شاورما مرغ ، فطایر فلافل ، فطایر پیتزا ، سالاد سبزیجات ، دلستر
من راضی ، دو دوستم شاکی ، خیلی خوشمزه ولی یه ذره گرون
تاکسی -> اتاق
تو فکر لالام که کلاس فردام رو بتونم برم ، کلاس ساعت ۷ صبح
نمی دونم چرا نباید پیامک بزنم ، تا کی نباید ، می تونم ؟
سلام
نوشتن توییتری هم خیلی خوبه . ولی اگه ذهن آدم به سمت توییت نوشتن بره البته مینیمال نویسی نه , اون وقت وبلاگ نوشتن خیلی سخته …..
من به خاطر همینه چند وقته وبلاگ نویسی م کم شده ….
حالا شما ؟ :دی
موفق باشید
در مورد رفتن ذهن سمت توییتری درست ، ولی بعضی وقتا حال مقدمه چینی برای نوشتن نداری و فقط می خواد چند کلمه بنویسه.
I’m Still Waiting for your linking ….
سلام.وبلاگ ساده و زیایی داری
ممنون که سر زدی
راستی شما هم لینک کردم.
ممنون از لطفت