بعد از سالها باز دارم دست به قلم (کیبرد رایانه) می برم
برا نوشتن چیزایی که نمی تونم بگم
و اینجا چون فرقی نمی کنه که کی هستم می نویسم.
یه آمار خلاصه از خودم می دم.
من یه نفر ، مثل باقی آدما
فردا امتحان دارم ، تو یه لحظه خبر خیلی خوشحال کننده ای چند دقیقه قبل بهم رسید ، خبری که می تونه زندگیمو عوض کنه ، خیلی خوشحال شدم ، باورم نمی شد ، وقتی پشت تلفن در موردش حرف می زدم ، می خواستم گریه کنم ، اسمم برای حج عمره در اومده و تیر-مرداد باید برم ، خیلی خوشحالم.
کلاً در مورد خودمم ، خوب چی بگم ؟
خوبی اینجا اینه که هرچی دلم بخواد میتونم بنویسم ، مثل حرف زدن با یه غریبست ، غریبه ای که چند دقیقه بیشتر کنار هم نیستیم
»جوونم ، ترمای آخر دانشگاه ، قیافم بدک نیست ،
»خدا و پیغمبر و قبول دارم ، مخلصشونم هستم ولی تو نماز خوندن زیر آبی می رم ،
»دوست دختر چند تایی داشتم ولی رابطه … نه ، نمی تونم خودمو قانع کنم که با کسی … داشته باشم ، با رابطه عاطفی خیلی بیشتر ارضا میشم تا چیزای دیگه ، الانم که با کسی نیستم تا ببینیم بعدیش کی میاد،
»حق مردم خیلی خیلی برام مهمه ،هیچجوری نمی تونم بی خیال شم
»یکی دو قرون ماهی کار می کنم ، دستم به دهنم میرسه ، تو کار خودم تقریباً متخصصم و جاهایی که باهاشون کار می کنم منو به عنوان یه حرفه ای قبول دارن.
»از مهمترین علاقه مندیام و خوردن و خریده
دیگه چی ؟
برا امروز بسه دیگه